تبليغاتX
پسری آواره
پسری آواره

این وبلاگ همه برو بچه هاي تنهاست.منم چاکر هرچی بروبچه تنهان که میانو یه سری به ما میزنن

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

نامردی

86/05/14-6:25 بعد از ظهر -آواره

آدمایه نامرد مثه اوون کسی که من دووسش داشتمو هنوزم دوسش دارم تو این دوره زموونه زیادن میدوونین چرا چوون اگه مثه من به التماس کردن باسه عشقتون بیفتین ولی اوون شماره یه کرمه باغچه خونشونم  که قابل کشتن باشه حسابتون نکنه مثه من میشیدو از  همه دخترا بدتون میاد

اینو مینیویسم باسه تو نامرد تا بدونی که نامردا یه روزی به پست نامرد تر از خودشونم میخورن تازه اینو بدون که دنیا همیشه یه رنگ نمیمونه

لینک ثابت |

بیهودگی

86/05/13-12:42 بعد از ظهر -آواره

لینک ثابت |

مرا...

86/05/13-10:15 قبل از ظهر -آواره

مرا صد بار اگر ازخود برانی دوستت دارم به زندان جنایت هم کشانی دوستت دارم به پیش خلق اگرچه نتوان حدیث عشق را گفتن درون سینه تنگم نهانی دوستت دارم به جز عشق تو صد زخم کاری بر دل دارم جگر سهل است اگر خونم فشانی دوستت دارم چه حاصل از جفا کردن چه سودا از مهر ورزیدن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

این را مینویسم واسه تو که بدونی هنوز دوست دارم

لینک ثابت |

حرفامو پس میگیرم ...

86/05/11-10:19 بعد از ظهر -آواره

حرفامو پس میگیرم عاشق نشیدا چوون همه دخترا مثل همن یه جوورای بهتوون  خیانت میکنن

یوقت خودتونو نبازینو عاشق بشینا  چوون بدجوری مثل من نارو میخورین  هواستوون باشه

اسن کی گفته عشق درووغ نیست  اگه من گفتم قلت کردم حرفامو پس میگیرم 

تازه هرچقد م همدیگرو بشناسین بازم کمه چوون مثه من نارو میخورین امیدوارم هیچکس عاشق نشه

که مثه من نارو بخوره

اینو باسه تو نوشتم که بدوونی عاشقتم تا همیشه ولی تو قدر منو نداشتیو  عشقی که بتو داشتم  زیر پا له کردی

اینو بدوون که همیشه عاشقتم ولی هیچ وقت نمیبخشمت

لینک ثابت |

86/05/10-6:18 بعد از ظهر -آواره

             

لینک ثابت |

افسووس...

86/05/10-6:5 بعد از ظهر -آواره

افسوس که هر چه برده ام باختنی است

بشناخته ها ، تمام ، نشناختنی است  

برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت  

 بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی است

لینک ثابت |

ای دوست

86/05/10-5:58 بعد از ظهر -آواره

در زدم گفت کیست . گفتمش ایدوست دوست

گفت در آن دوست چیست ؟ گفتمش ایدوست دوست

 

گفت اگر دوستی ! از چه در این پوستی ؟

دوست که در پوست نیست ! گفتمش ایدوست دوست

 

گفت در آن آب و گل. دیده ام از دور دل

او به چه امید زیست ؟ گفتمش ایدوست دوست

 

گفتمش اینهم دمیست ؟ گفت عجب عالمیست

ساقی بزم تو کیست ؟ گفتمش ایدوست دوست

 

در چو برویم گشود جمله بود نبود

دیدم و دیدم یکیست . گفتمش ایدوست دوست

 

 

 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس